محله دانشجو

محله

دانشجو

محله دانشجو یادگار خانه‌های اهدایی حسین‌آقا ملک در سال ۱۳۳۸ به حدود۳۵۰۰ نفر از فرهنگیان مشهد است. روند توسعه‌ای محله دانشجو به اواسط دهه۶۰برمی‌گردد؛ آن‌زمان مردم شروع به ساخت‌وساز خانه در این محدوده کردند. زمین‌ها قطعه‌های۵۰۰متری بود. نام «دانشجو»هم از اواخر دهه۷۰روی محله نشست.

محله دانشجو
رسول امانیان از اولین کسبه خیابان صدف، از سال‌های پرماجرای دهه ۶۰ می‌گوید که اتوبوس خط‌۱۰ تنها وسیله نقلیه عمومی محله بود که آن هم فقط تا چهارراه دانشجو می‌آمد و بقیه راه را باید از میان زمین‌های خاکی به خانه یا محل کار می‌رفتند.
یاسین نظام‌دوست در سکوت اطرافش، بستری برای تمرکز و قدرت یافته است. برتری مقتدرانه او در نخستین حضورش در رقابت‌های ناشنوایان کشور یک پیروزی ساده نبود؛ بلکه گامی بلند برای پیوستن دانش‌آموز موفق هنرستان ناشنوایان فاطمه‌الزهرا (س) به اردو‌های تیم ملی ناشنوایان بود.
جواد عباسی‌اول چهار اختراع را به نام خود ثبت کرده است. عباسی چندین دوره به عنوان مربی نمونه و دو دوره به عنوان پژوهشگر نمونه ناحیه ۷‌و پژوهشگر منتخب استان معرفی شده است.
احسان قیطانی، مخترع دستگاه مالچ پهن‌کن (نایلون پهن‌کن) است. این دستگاه در کاهش وقت و هزینه به کشاورز کمک می‌کند و تولید انبوه آن با کمک پارک علم و فن‌آوری خراسان آغاز شده است.
همسایه‌های همدل کوچه صدف ۱۱ چهاردهه است با همین روحیه در محله دانشجو همسایه‌داری کرده‌اند. آن‌قدر با هم صمیمی‌اند که کافی است یکی‌شان از مشکلی بگوید؛ آن‌وقت همه یک‌دل می‌شوند تا باری از دوش همسایه‌شان بردارند.
قنبر قدوسی هرچند اصالتی ایرانشهری دارد اما از انقلابی‌های محله دانشجو است. در ایرانشهر مدرسه‌ای به نام او ساخته شده که پیش از انقلاب به مرکزی جهت تکثیر و پخش اعلامیه تبدیل شده بود.
بیت‌الزهرای خیابان صدف جایی‌که در چهار‌دهه فعالیت مستمر ثابت کرد که آموزش و تربیت نسل فردا، محدود به کلاس‌های مدرسه نیست و حالا مهین شریف‌الحسینی از فارغ‌التحصیلانی می‌گوید که مسیر موفقیت را از حیاط کوچک و کتابخانه محلی این خیریه آغاز کرده‌اند.
لیلا زارعی یکی از قدیمی‌ترین ساکنان خیابان صدف است؛ شاید جزو معدود آدم‌هایی که حالا یادش می‌آید یک زمانی به فضای اطراف محل سکونتش می‌گفتند «منظریه»!
سیمین کامرانی که تا پیش از هجوم کرونا در سال۹۸ در مسیر مسابقات آمادگی جسمانی پیشکسوتان می‌تاخت و مدال‌های طلا را یکی پس از دیگری درو می‌کرد، حالا فصل تازه‌ای را در دنیای دوومیدانی آغاز و ثابت کرد که برای درخشش، نه سن و سال مانع است و نه مسیر‌های تکراری!
امیرحسین کرامتی مسیر موفقیت و افتخارآفر‌ینی خود را با کسب مقام‌های اول و دوم استانی و کشوری طی کرده است اما آخرین درخشش او، در سال دهم و در‌میانه هیجان مسابقات روباتیک و طراحی خودرو‌های خودران رقم خورد.
۲۰ سال خوشنویسی کردن از او فرد متواضعی ساخته که حتی از پذیرفتن عنوان نخستین بانویی که قرآن را کتابت کرده نیز طفره می‌‏رود؛ اما واقعیت این است که کریمیان اقبال برای نخستین بار در استان شروع به کتابت قرآن کریم به خط نستعلیق کرده است.
صدف ۱۷ یکی از کوچه‌های قدیمی محله دانشجو‌ست که از یک سمت به خیابان صدف و از سمت دیگر به بولوار شهید‌سرلشکر خلبان شهید‌ابراهیم فخرایی منتهی می‌شود. در این کوچه، خانه‌هایی با قدمت بیشتر از ۴۰ سال به چشم می‌خورد که بافت سنتی آن را پررنگ‌تر نشان می‌دهد.
کوچه دانشجو ۶، معبری فرعی در محله دانشجو‌ست، مسیری که از‌سوی دیگر به خیابان شهید‌عقدایی می‌رسد. هنوز برخی ساکنان اولیه که از فرهنگیان بازنشسته هستند، این مسیر را با نام قدیمی‌اش یعنی «سی‌متری فرهنگیان» می‌شناسند.
حادثه در جمعه سیاه رقم خورد؛ شدت ازدحام مانع رساندن انیس‌خانم به بیمارستان شد و او قبل از رسیدن به مرکزی درمانی از شدت خون‌ریزی به شهادت رسید. ‌انیس خوش‌قدم‌حسن‌کیاده آن زمان فقط ۲۴ سال داشت.
کوچه پرورش ۳۵ معبری فرعی در محله دانشجوست که تا چهار دهه قبل محل کسب‌وکار گلخانه‌دار‌ها بود و هر روز چند کامیون گل از این کوچه به نقاط مختلف کشور ارسال می‌شد. حالا هم از زیبایی چیزی کم ندارد.
تجربه فتح قله بالای ۴‌هزارمتری شروعی شد برای صعود حوریه شهیدی‌زاده به دیگر قلل مرتفع ایران، از سهند و سبلان و تفتان و علم‌کوه گرفته تا دماوند و آرارات ترکیه و آراگاتس ارمنستان. او هنوز در نودودوسالگی روزی دو ساعت پیاده‌روی می‌کند.
در ایستگاه شماره ۵ حدود ۳۰ نفر آتش‌نشان در دو شیفت مشغول به فعالیت هستند. هر شیفت از ۸ صبح تا ۸ صبح روز بعد ادامه دارد که در هر نوبت ۱۵ نفر اول جای خود را به ۱۵ نفر دوم می‌دهند.
شاهین شریفی‌سرابی هفت سالش نشده بود که به توصیه مادر برای کاهش وزن و تناسب اندام به باشگاه رفت. او دو مدال طلای کشوری در رده نونهالان و نوجوانان در رشته نین‌جوتسو دارد.
همسر محمدصالح احمد‌جامی می‌گوید: مرد کم‌حرفی بود و کمتر برای ما از جبهه و جنگ تعریف می‌کرد. داستان مجروحیت‌ها را هم از زبان هم‌رزمانش می‌شنیدیم که به دیدن او می‌آمدند. اما مهمترین مجروحیتش مربوط به افتادن تانک در رود‌خانه کارون می‌شد.
شهید علی ترک‌جوکار به دلیل علاقه فراوان به بارگاه ملکوتی امام‌هشتم(ع) زندگی در مشهد را به تهران ترجیح می‌دهد و همراه همسر و دو فرزندش یکی از محله‌های اطراف حرم را برای زندگی انتخاب می‌کند.